livemarks
سه شنبه, 18 بهمن 1390

امروز جای عمار خالی است برای یاری علی زمان و افشای حقیقت. این عمار؟!...باید باور کرد که دیگر دعوا بین چپ و راست نیست که بین جیب های گشاد و دست های خالی ،کاخ نشینان و کوخ نشین ها ودر یک کلمه حق و باطل است.این روزها برای فرار از عدالت دیگر از عورت بی حیای عمروعاص هم کاری ساخته نیست!

  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • بین الملل
  • سیاسی
  • فرهنگی
  • ورزشی
  • علمی
  • عکس
  • صوت و فیلم
  • ورود
  • عضویت در خبرنامه
  • آخرين اخبار
  • پربیننده ترین ها

  • ترور کار کیست؟ +سند
  • روایت فرهاد دانشجو از آرای هیئت امنا/ واکنش هاشمی
  • بی‌بی‌سی جا زد!
  • بازرسان اژانس، اسامی دانشمندان ایرانی را دراختیار موساد قرارداده‌اند
  • ادعای عجیب جاسبی درباره جلسه هیئت امنا/ حاضر بودم استعفا دهم
  • پیشنهاد جالب شریعتمداری؛مقابله به مثل!، بگرد تا بگردیم
  • تایید صلاحیت دستیار مشایی/ استفاده‌انحرافي‌ها ازتابلوي‌دولت
  • رئیس جدید دانشگاه آزاد سرانجام معرفی شد/ امپراطوری جاسبی فرو ریخت
  • پشت پرده" تراوین"درایران کیست؟ /اقتدای داماد نوری زاد به پدر زنش!
  • رد صلاحيت 25 نفر از نمايندگان فعلي مجلس +برخی ازاسامی
  • کواکبیان:تحریم را کسانی مطرح می‌کنند که امکان حضور ندارند/ حضور ۱۰۰ اصلاح‌طلب شاخص در انتخابات
  • صلاحیت ۷۴۷ نفر از داوطلبان استان تهران برای انتخابات مجلس نهم احراز شد
  • نامه سرگشاده عباس سلیمی نمین درباره رسیدگی به اتهامات جاسبی+سند
  • رابطه نشست‌های انتخاباتی "منحرفین" با "حاشای دولتی‌ها"
  • افشای خیانت قطبی به ایران بعد از 6 سال
  • فشار جریان انحرافی برای برکناری مرتضوی و جایگزینی احمدزاده
  • مقام معظم رهبری درگذشت عالم ربانی آیت‌الله شاه‌آبادی را تسلیت گفتند
  • پل ارتباطی فوتبال و جریان انحرافی کیست؟
  • جلسه 2 عضو هیئت امنا دانشگاه آزاد با رئیس جمهور/ گزینه اصلی معرفی شد
  • راهبرد واقعي جريان فتنه در انتخابات مجلس لو رفت
  • معتمدآریا در جشنواره کن؛ کشف حجاب و دستبند سبز + عکس
  • سه زن در میان باجناق‌های احمدی‌نژاد!
  • درخواست نامشروع مقامات جمهوری آذربایجان از دانشجویان ایرانی
  • در رنگين كمان قم جايی برای حجاب نيست! + عكس
  • ويژه نامه مهدی وفائزه هاشمی
  • واکنش اپوزیسیون به توبه نامه تاج زاده
  • چه كساني از فرزند امام، انتقام گرفتند؟
  • انتقاد تند سایت کلمه از منشور میرحسین موسوی
  • خواننده زن و رقص دختران در فرهنگسرا
  • شبکه فارسی وان دست خود را رو کرد
  • "چرخ خردكننده " زجرآورترين مجازات اعدام در آمريكا
  • از خمینیسم تا خامنه ایسم
  • رجبی: آیا هاشمی در زمره معصومین است؟
  • ضربه شديد سيد حسن مصطفوی (خمينی) به صورت وزير كشور
  • کشف شبکه ترویج بدحجابی دردانشگاهها
  • جنگ نرم، دشمن سخت
  • 11دلیل آگاهی سران فتنه از سلامت انتخابات
  • درافتادن با «شاخ شیطان»
  • دولت موسوی در اختیار سازمان مجاهدین بود
  • کودتای نوژه از زبان ره بر
MosNewsWriter

مسافرين واشنگتن توليت فلسطين را ندارند مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 
بین الملل
شنبه, 13 شهریور 1389 ساعت 12:55

دنياي عجيبي است، و آدم ها هر از گاهي افاضاتي مي كنند كه از هر زاويه اي كه نگاه كني احمقانه به نظر مي رسد. مثلا چندي پيش ماجراي كساني را شنيدم كه راه مي روند و فقط راه مي روند، يعني راه مي روند كه راه بروند و نه چيز ديگر يعني به هيچ مقصد مشخصي نمي روند و بعد هم ژست روشنفكري مي‌گيرند و چند جمله بي سر و ته رديف مي كنند و تو مجبور مي شوي خود را آن كسي تصور كني كه پيراهن زردوز شاه را نمي ديد و فكر مي‌كرد اشكال از خودش است.

به نظرم اين رفقا يا مثلا بزرگان در قضيه مذاكرات قدس يك دخلي دارند، چراكه اينجا هم همينطور است يك عده فقط مذاكره مي كنند كه مذاكره كنند و بس. و بعد هم پز مي دهند كه آدم هاي متمدني هستند و هي مذاكره مي كنند. بدون آنكه اصلا كسي بپرسد كه شما چه كاره ايد؟ يا يك سوال راحت تر كه اصلا آقا مگر نمي بينيد كه اين شماييد كه تنها مذاكره مي كنيد كه مذاكره كنيد و طرف مقابل شما مذاكره مي كند كه ديوار حال را درازتر كند و شهرك هاي بيشتري بسازد و هيكل سليمان دربياورد و...

 

خاورميانه سرزمين كهني است و به همين اعتبار مسائل و مشكلات بسياري را نيز در خود جاي داده است، از اختلافات مرزي بگير تا عداوت هاي قومي و بحران‌هاي متعدد انساني و نظاميان خارجي و...، اما اين ها همه يك طرف و درد طاقت فرساي سواحل شرقي مديترانه يك طرف ديگر. به اين ترتيب كه مردمي كه در اينجا زندگي مي كنند، علاوه بر همه گرفتاري هايي كه ممكن است گريبانگيرشان باشد، همه يك زخم مشترك دارند كه عريان است و از قضا آنقدر دردش زياد هست كه بقيه مصائب را از يادشان ببرد. يك زخم مشترك و يك درد مزمن كه همه فكر مي كنند اگر اين زخم ترميم بشود، ديگر هيچ كس دردي نخواهد داشت. يعني اوضاع به گونه‌اي است كه صاحب نظران موضوع معتقدند قضيه اصلي در خاور ميانه قضيه فلسطين است و اگر اين حل بشود، خيلي قضاياي ديگر هم حل خواهد شد و اصلا به اين خاطر است كه گرفت و گير مردمان سرزمين زيتون همچنان استخوان لاي زخم گونه باقي است. يعني حل نمي شود كه بقيه مسائل حل نشود. چراكه وقتي مسئله و مشكلي هست قدرتي مي خواهد كه آن را حل كند، پس تا هنگامي كه مسئله حل بشود يك قدرتي مستقر مي شود و عمر استقرارش با حل قضيه به پايان مي رسد و اينگونه است كه قدرت هايي كه براي حل مسائل مستقر مي شوند دقيقا آن كاري كه مي كنند اين است كه نگذارند مسئله حل بشود.

هويت شدن استراتژي

اما ظاهرا محمود عباس و تشكيلات خودگردان فلسطيني همچنان اميدوارند كه بشود اين مناقشه عميق را در پاي ميز مذاكره و آن هم با ميانجي گري اصلي ترين حامي رژيم صهيونيستي حل كرد. و به همين خاطر است كه انصافا بايد به صبر و حوصله رهبران تشكيلات خودگردان آفرين گفت! محمود عباس در حالي چمدان‌هايش را براي سفر به آمريكا مي بندد كه سلفش را در پاي همين ميز مذاكره آنقدر معطل كردند كه عمرش كفاف تشكيل حكومت نداد، و به مرضي مرد كه شايد آرزوي خاخام يوسف براي همه فلسطينيان است. خاخام يوسف يك روحاني برجسته صهيونيست است كه بسياري معتقدند نقش رهبر مذهبي را براي دولت حاكم در سرزمين هاي اشغالي بر عهده دارد. او در حالي كه فرزندان معنويش براي عكس گرفتن با فلسطينيان عازم آن سوي اقيانوس آرام هستند، در يك موضع گيري صادقانه گفته است "اميدوار است محمود عباس و همه فلسطينيان به يك بيماري مثل طاعون دچار شوند" و كارشان يك سره شود. يك بيماري لاعلاج كه از حيث خطر و قدرت كشندگي مانند خود همين رژيم منحوس صهيونيستي است. و در اين ميان فلسطينياني جالب توجه به نظر مي رسند كه خود را به نشنيدن زده اند و با خودشان مي گويند كه فلاني شوخي كرده است!

از بعد از آخرين جنگ اعراب و اسرائيل كه در واقع يك جنگ حيثيتي براي آرام كردن افكار ملتهب ملت هاي عرب بود و بعد از آنكه رهبران ائتلاف عربي به خيال خودشان به يك موازنه نسبي با اسرائيل دست يافتند، زمزمه هاي گفتگو با اشغالگران آغاز شد تا حكام عرب بتوانند لااقل در دوران حيات‌شان مزه حكومت كردن بدون درد سر را در بعد از استقلال پر دردسر بچشند. در واقع اين يك امتياز عربي بود كه به اسرائيل داده شد تا همسايگان عربش را چند صباحي راحت بگذارد.

بنابراين، موضوع مذاكره يك وجه افتراق است كه امروز در دنياي اسلام نقش مشخصي دارد و سرحداتش به سرزمين‌هاي اشغالي و حد فاصل ميان غزه و كرانه باختري مي رسد. وجه افتراق ميان دو گروه كه اول موضع خود را نسبت به آن به عنوان استراتژي عمل پذيرفتند و بعدا كه اين استراتژي مبدل به هويت آن ها شده است. آنها چه در داخل فلسطين و چه خارج از آن خود را با دو عبارت مذاكره (سازش) و مقاومت از هم باز مي‌شناسند. بنابراين، هيچ يك نمي تواند افقي به غير از آنچه بر خود بار كرده است، براي آينده ترسيم كند. اين همان چيزي است كه به تشكيلات خودگردان فلسطيني و جنبش فتح پس از سال‌ها مبارزه مستمر هويتي سازش كارانه بخشيده است كه فرار از اين هويت را غير ممكن مي‌نمايد.

حماس در اولين انتخابات آزاد فلسطين پيروز شد. يك پيروزي شيرين كه به رهبران اين جنبش و جنبش هاي همسو اين اجازه را مي داد تا وضعيت گروه هاي متبوع خود را تثبيت كنند و با فتح نيز به نقطه اي براي موازنه در تشكيلات خودگردان برسند. اما اين اتفاق رخ نداد و حماس نتوانست خود را به نقطه اي برساند كه رسميت تشكيلات خودگردان را ازآن خود كند. چراكه آنها با شعار مقاومت پيروز شده بودند و راه ديگري برايشان متصور نبود. آنها نمي توانستند اصل نابودي اسرائيل را از اساسنامه خود حذف كنند و همچنان منتخب مردمي باشند كه به آنها راي داده اند. چراكه مردم فلسطين به "مقاومت تا پيروزي كامل" راي داده بودند كه با نام حماس همراه شده بود. پاييز و زمستان سال گذشته روزهاي قدرت‌گيري تندروهاي ليكود به رهبري بنيامين نتانياهو بود. آنها به صهيونيست ها قول داده بودند كه شهرك سازي را ادامه مي دهند و در مقابل مطالبات افكار عمومي جهان كه حالا از اسرائيل به شدت احساس تنفر مي كند، ايستادگي خواهد كرد. اين وضعيت ابومازن و حاميانش را تحت فشار قرار داده بود و ميز مذاكره را بيش از پيش كمرنگ كرده بود. اما اين باعث نشد تا جنبش فتحي ها آشكار و پنهان از آغاز انتفاضه سوم اظهار نگراني نكنند. آنها در حالي كه طرف اسرائيلي را مصمم به رفتارهاي افراطي مي ديدند و در حالي كه نااميدي از مفهوم مذاكره با اسرائيل بر فضاي سرزمين هاي اشغالي سايه افكنده بود، باز هم رو به سوي آمريكا براي آغاز گفتگوها ابراز اميدواري مي‌كردند. آنها خواسته يا ناخواسته مبدل به خود مذاكره سازش شده اند و بدون آن وجود نخواهند داشت.

بر همين مبنا مي‌توان طرح مضحك موسوم به صلح عربي و هر تحرك ديگري را كه قرار است به مذاكره ختم شود، مورد بازبيني قرار داد. شكل تازه از اينجا آغاز مي شود و يك گره كور ديگر به ماجراي فلسطين مي افزايد. هويت سازش از يك سو و هويت مقاومت از سوي ديگر. دولت هاي عربي و مسلمان سازشكار و ملت هاي خواهان مقاومت، و اين گونه است كه وقتي خشم افكار عمومي جهان حمله احمقانه صهيونيست ها را به كشتي هاي كمك رساني به غزه، نشانه مي رود و جهان فرياد آزادي اسراي باريكه محصور را سر مي دهد، در بسياري از كاخ هاي مجلل عربي آب از آب تكان نمي خورد كه هيچ و تازه شيوخ و سياست مداران به سازشي نو مي‌انديشند. و به همين خاطر است كه وقتي شاخصه بي حاصلي و اتلاف وقت از سر تا پاي  تصور گفتگو با طرف صهيونيستي مي بارد، باز هم سخن از مذاكره و هواپيمايي به مقصد ايالات متحده،  موضوعيت پيدا مي كند. در حقيقت مذاكرات سازش نقطه كانوني مرگ و زندگي جنبش فتح حاكم بر تشكيلات خود گردان و حاميان عربي اوست.

انقلاب اسلامي و اسلامگرايي به جاي پان عربي

حماس تقريبا يك سال قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تاسيس شد و رهبران آن در عين علاقه به ايران نتوانستند روابطي از جنس گروه هايي مانند جهاد اسلامي با تهران برقرار كنند. اما سال‌هاي اخير نشان داده كه در ميان دولت‌هاي مستقر در فضاي بين المللي اين دقيقا ايران است كه مهمترين حامي سياست ها و برنامه هاي اين جنبش به حساب مي‌آيد. در واقع اگرچه اكثر فعاليت هاي حماس از خاك سوريه انجام مي‌گيرد اما تكيه گاه حقيقي ايران است و همين تلقي است كه تا امروز گروه هايي مثل جهاد اسلامي را در كنار حماس نگاه داشته است.

در برابر اين وضعيت جنبش فتح قرار دارد كه در ابتداي امر روابط خوبي با انقلاب اسلامي ايران برقرار كرد اما بعد از آن نتوانست اين روابط را ادامه دهد. به نظر مي رسد موضوع نزديكي حماس و جهاد اسلامي به تهران و دوري فتح و به تبع آن تشكيلات خودگردان از ايران پس از انقلاب مي تواند به عنوان يك پايه مناسب براي نگريستن به كل جهان اسلام محسوب شود. به اين ترتيب كه حماس در عين نداشتن روابط اوليه با ايران و تنها از محل تاكيد بر اسلام و اينكه اسلام را در راس مطالبات خود قرار داده است، به يكي از نزديك‌ترين گروه هاي فلسطيني به ايران تبديل مي شود و فتح با وجود داشتن روابط نسبتا عميق با ايرانيان انقلابي و عرفاتي كه ايران را وطن خود مي داند، به شدت از تهران و جريان بين المللي موجود به رهبري ايران فاصله مي گيرد.

جنبش فتح در اينجا ترجيح داده است عرب‌گرايي را با جمعيت حداكثري در منطقه برگزيند و به همين خاطر قريب به ۳۰ سال است كه با فاصله اي معين از تهران حركت مي كند. عرفات و عباس در واقع به احساسات حكام عربي پاسخ گفته اند كه از آرمان‌هاي اسلامي انقلاب ايران وحشت دارند. و از قضا اين حكام ديگر حال جنگيدن با اسرائيل و عمل در راستاي مفاهيمي مثل مقاومت را ندارند. در حالي كه حماس براي ادامه مقاومتش به اسلامي محتاج است كه نه تنها خسته نيست، بلكه اين روزها از تولد دوباره‌اش سخن به ميان است. در اينجا ايران و انقلاب اسلامي و مفاهيم مرتبط با آن است كه نقش خط مميز را بر عهده دارد. لذا اگر چه كه بايد به هويت هاي دو طرف فلسطيني همچنان انديشيد اما به نظر مي رسد كه موضوع يك وجه كلان تر هم دارد كه همه چيز از آنجا سرچشمه مي گيرد و آن هويت يابي بر اساس اسلامگرايي و يا ناسيوناليزم فقيد عربي است. بنابراين، آنها بايد مشخص كنند كه عرب سازشكارند يا مسلمان مبارز. و اين نقطه آغازي است كه نام كهنه مناقشه "اعراب و اسرائيل" را عبارتي بي مسمي جلوه مي دهد كه بايد با مناقشه "اسلام و غرب" جايگزين گردد.

موضوع فلسطين مانند بسياري ديگر از موضوعات جاري ديگر يك مناقشه مشخص در يك محدوده جغرافيايي مشخص و با طرف هاي مشخص نيست. موضوع به حدي كلان و بسيط، توسعه يافته كه بعضا تشريح آن را در اندازه واقعي بسيار دشوار مي‌كند. اما علي‌الحساب براي خيلي ها روشن است كه مناقشه امروز به هيچ وجه مناقشه ميان فتح و اسرائيل نيست. يا لااقل طرف فلسطيني جنبش فتح و تشكيلات خودگردان نيست. و اصلا طرف فلسطيني در كار نيست و يك طرف اسلامي وجود دارد كه بسيار فراتر از خاك فلسطين است. و اين طرف اسلامي كه بيشترين تاثير را از ايران مي‌گيرد، بايد درباره آينده فلسطين تصميم گيري كند و صلاحيت اين كار را دارد. بنابراين دعوت محمود عباس به واشنگتون و سخن گفتن با او، در كنار چهره هاي معلوم الحالي مثل مبارك و شاه اردن، اگر فرض كنيم كه اين سخن گفتن درباره فلسطين باشد اساسا فاقد موضوعيت است. چراكه اين افراد كه نمايندگان برجسته عرب سازشكارند، مدت‌ها است كه ديگر نقش عامليت خود را درباره مناقشه فلسطين از دست داده‌اند. آنها از اسلامي كه امروز موثر است، تنها حروف حلقي اش را بلدند كه عربي است، و ديگر حتي براي مردمان خودشان هم كه متاثر از اسلام تازه متولد شده‌ هستند، احترام و عزتي ندارند.

به همين خاطر غرب متوهم است كه دارد درباره فلسطين و با نمايندگان ملت فلسطين مذاكره مي كند. آنها كساني را به واشنگتن دعوت كرده اند كه درواقع هنوز آرزو مي شود كه نماينده فلسطين باشند و چون در واقع امر اينگونه نيست، اين مذاكرات هم نمي تواند نتيجه بخش باشد. آنچه براي فرداي ميهماني واشنگتن مورد انتظار است، چيزي به غير از عكس‌ها و فيلم‌هاي رنگي از يك عده آدم خوش لباس كه مرتب با هم دست مي دهند و به هم تعارف مي‌كنند نخواهد بود.

  • افزودن جدید
  • جستجو
مشارکت (0)
مشارکت در بحث

 همواره در بحث ها اصول اسلامی را مراعات نموده و ضمن مشارکت، به پیشرفت و تعمیق بحث ها کمک نمایید، چراکه این امر کمک به رشد بصیرت افراد می نماید.
 از به کار بردن حروف فینگلیش خودداری نمایید.

مشارکت:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security
Security Image
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق است به پایگاه خبری تحلیلی نباءنیوز
بهترین وضعیت نمایش در مرورگرهای Firefox3,IE8,Chrom3 و نسخه های بالاتر
فار وب؛ خدمات تخصصی اینترنت و شبکه

آمار سايت